تا شقایق هست زندگی باید کرد ....

اختتام عشق ... !؟
نویسنده : بهاره , ص - ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٠

عکس های هنری بسیار زیبا از Andrew Pearce  - www.Pix4Pix.net

دیگر زمین ؛ مُحبتِ خود را

از نَسلِ ما ؛ سُلالۀ پاکان گرفته است !

دیگر تَبارِ تیرۀ اِنسان ؛ برای زیست

مُحتاجِ قصه های دروغین خویش نیست !

دیگر زمان ؛ زَمانۀ (مجنون) نیست !

(فرهاد ) در بیستون مُراد نمی جوید !

در تلخی تَدارم و تکرارِ لحظه ها ؛

 آن شورِ عشق ؛ عشقِ به شیرین را

 اَز یاد برده است!

دیگر سراغِ (مجنون)

آن دل شکستۀ عاشقِ محزونِ رام را

اَز باد و اَز درخت نمی گیرند

(مجنونِ) دلشکسته ؛ مَحزون است !

در عَصرِ ما

عَصرِ تَضاد ... عَصرِ شگفتی

(لیلی) ... دلالۀ مُحبتِ (مجنون) اَست

اِی دستِ من ؛ به تیشه ؛ تَوسل جو

تا داستانِ کهنۀ (فرهاد) را

اَز خاطراتِ خُفته ... بَراَنگیزی

ای اِشتیاقِ مرگ ؛ در من طُلوع کن

مــَـــن

 اِختتـــــــامِ قصـــــــۀ (مجنــــــــون)را

اِعلـــــــــام می کنـــــــــم ...!؟


comment نظرات ()