تا شقایق هست زندگی باید کرد ....

همـــــراه ... !
نویسنده : بهاره , ص - ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۸٩

گالری عکس نایت اسکین,نایت گالری,عکس عاشقانه,ولنتاین,کارت پستال عاشقانه,عکس های هنری,عکس زیبا,دخترانه,پسرانه,عکس طبیعت

تنها در بی چراغی شبها می رفتم

دستهایم از یاد مشعل ها تُهی شده بود

همۀ ستاره هایم به تاریکی رفته بود

مُشت من ؛ ساقۀ خُشکِ تَپش ها را می فشرد

لحظه ام از طَنین ریزشِ پیوندها پُر بود

تنها می رفتم .... می شنوی ؟ تنها

من از شادابی باغ زُمرد کودکی ؛ به راه اُفتاده بودم

آیینه ها ... اِنتظارِ تصویرم را می کشیدند

دَرها ... عبور غَمناکِ مَرا می جُستند

و من می رفتم ...!

می رفتم ... تا در پایان خودم فُرو اُفتم !

ناگهان تو از بیراهۀ لحظه ها

    میان دو تاریکی ...به من پیوستی

صدای نقس هایم با طرح دوزخی اَندامت در آمیخت

همۀ تپش هایم از آنِ تو باد چهرۀ به شب پیوسته !

     همۀ تپش هایم ...!

من از بَرگریزِ سردِ ستاره ها گذشته ام

تا در خطِ عُصیانی پیکرت شعلۀ گُمشده را بربایم

دستم را به سراسر شب کشیده ام

زمزمۀ نیایش در بیداری اَنگشتانم تَراوید

خوشۀ سردِ فضا را فشردم

قطره های ستاره در تاریکی درونم درخشید

و سرانجام ...

در آهنگِ مه آلودِ نیایش تو را گُم کردم

    میان ما سرگردانی بیابان هاست 

   بی چراغی شب ها 

   بَستر خاکی غُربت ها

    فراموشی آتش هاست 

        میان ما هزارو یک شبِ جُست و جوهاست ....!؟


comment نظرات ()