تا شقایق هست زندگی باید کرد ....

خانه ی رویایی ... !؟
نویسنده : بهاره , ص - ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٠

خانه ای آرام و اشتیاق پُر صداقتِ تو

تا تخستین خواننده ی هر سرودِ تازه ی من باشی

چون پدری

که چشم به راهِ میلادِ نخستین فرزندِ خویش است !

چرا که هر ترانه

فرزندی است که از نوازشهای دستِ گرمِ تو

نطفه بسته است !

میزی و چراغی

کاغذهای سپید و مدادهای تراشیده

و بوسه ای ... صله ی هر سروده ی نو

و تو ای جاذبه ی لطیفِ عطش

که دشتِ خشک را دریا می کنی !

حقیقتی ... فریبنده تر از دروغ

که اندیشه ی مرا از تمامی آفرینشها بارور می کنی !

خانه ای آرام و انتظار پُر اشتیاق تو

تا نخستین خواننده ی هر سرود نو باشی !

خانه ای که در آن

سعادت ... پاداشِ اعتماد است

و چشمه و نسیم ... در آن می رویند

بامش ... بوسه و سایه است

و پنجره اش ...

 رو به دشتی از شقایق های عاشق می گشاید

و عیب ها و پستی ها را در آن راهی نیست !

تو و اشتیاقِ پُر صداقتِ تو

من و خانه مان

میزی و چراغی

آری

در مرگ آورترین لحظه ی انتظار

زندگی را در رویاهای خویش دنبال می گیرم

در رویاها و امیدهایم ... !!؟؟


comment نظرات ()